تبليغاتX
قازاقیا
 [ گفتگوقزاقستان و اعتراض مسلمانان به تصمیم دادگاه آستانه درباره قرآن کریم
ایران شرقی : حکم دادگاه شهر آستانه پایتخت قزاقستان در مورد پخش صوتی برخی از سوره های قرآن مجید با اعتراض شدید مسلمانان روسیه و جامعه همسود مواجه شد و توجه همگان را به اوضاع اسلام در قزاقستان معطوف کرد. سازمان غیر دولتی "اتحاد مسلمانان قزاقستان" با محکوم کردن تصمیم دادگاه یاد شده این اقدام را به عنوان مخالفت با قرآن مجید ارزیابی کرد.

"مراد طالب بیک اف "رئیس اتحاد مسلمانان قزاقستان تاکید کرده است: " حکم دادگاه آستانه درباره قرآن مجید غیر قابل تصویر می باشد. چگونه ممکن است که در کشوری با اکثریت مسلمان یک دادگاه چنین حکم بی منطقی صادر کند. از نگاه ما ممنوع اعلام کردن پخش صوتی برخی از سوره های قرآن به معنی ممنوع اعلام نمودن کل قرآن می باشد". از سوئی دیگر بر اثر فشار و اعتراض شدید جوامع مسلمانان روسیه و قزاقستان وزارت دادگستری قزاقستان مجبور شد در این زمینه توضیح دهد. مقامات وزارت دادگستری این کشور اعلام کرده اند ، حکم دادگاه آستانه به معنی ممنوعیت قرائت سوره های قرآن مجید نبوده تنها تفسیر برخی از افراد از این سوره ها افراط گرایانه ارزیابی شده است.

" قربان علی یونس اف" معاون" اتحاد مسلمانان قزاقستان" و معاون کمیته اسلامی حقوق بشر در آسیای مرکزی دیدگاه خویش درباره این حادثه و فعالیت اتحاد مسلمانان کشورش را مصاحبه ای با بر خبرگزاری فرغانه رو بیان داشته است.

س: شما حکم دادگاه آستانه در مورد سوره های قرآن را چگونه ارزیابی می کنید؟
ج: ما این اقدام را توطئه آشکار و خطرناک علیه اسلام ارزیابی می کنیم. زیرا اسلام در قرقیزستان آئین اصلی مردم این کشور می باشد و اصلا صدور این حکم غیراخلاقی قابل تصور نیست. البته در این زمینه اعتراضات گسترده ای در میان جوامع مسلمان روسیه و قزاقستان علیه حکم دادگاه آستانه برگزارشده است. این اعتراضات موجب شد که ساختارهای ذیربط قزاقستان نظیر وزارت دادگستری این کشور در مورد حکم دادگاه آستانه توضیح دهند و هدف از این اقدام را ممنوعیت تفسیر برخی افراد که با اندیشه ستیزه جویانه و افراطی و کاملا مغرضانه به بیان دیدگاه خویش می پردازند ، اعلام کرده اند، اما جای تاسف است که سازمان ها و نهادهای اسلامی روسیه با برداشت کاملا نادرست از تصمیم دادگاه قزاقستان جریان تبلیغاتی زیادی را علیه کشور ما به راه انداختند که غیر منصفانه بوده است. از نظر ما اگر جوامع مسلمان روسیه و قزاقستان به جای اختلاف و تفرقه به مسائل مهم جهان اسلام توجه کنند به نفع همه می باشد. از نظر ما مسلمانان روسیه و قزاقستان که تا چند سال قبل در قلمرو یک کشور یعنی اتحاد شوروی زندگی می کردند نقاط مشترک زیادی برای همکاری مفید دارند.

س: شما اوضاع حقوق بشر در جامعه مسلمان قزاقستان را چگونه ارزیابی می کنید؟
ج: درمورد حقوق مسلمانان درقزاقستان مشکلات زیادی وجود دارد. مابه عنوان مسئولین"اتحاد مسلمانان قزاقستان " وظیفه خود می دانیم به افرادی که درمورد مسائل مختلف به ما مراجعه می کنند خدمات و مشاوره حقوقی ارایه نماییم. من می توانم در این موارد به مثال های مشخصی اشاره نمایم. چنانچه در یکی از مدارس استان قزاقستان جنوبی ورود دختران دانش آموز با حجاب اسلامی را ممنوع کردند. بهانه مدیریت مدرسه این بود که حجاب اسلامی مغایر با لباس واحد دانش آموزان دختر می باشد که وزارت آموزش و پرورش تصویب کرده است. اما به مدیریت مدرسه این نکته راگوش زد کردیم که در قزاقستان قانون ویژه ممنوعیت حجاب برای دانش آموزان دختر وجود ندارد. در پی تلاش های ماو در نهایت ، مدیریت مدرسه یاد شده با حضور دختران محجبه در کلاس های درسی موافقت کرد. در مواردی هم برخی از سوء تفاهمات بین مقامات دولتی و مسلمانان به دادگاه کشیده نمی شود و از راه گفتگو و مذاکره حل و فصل می گردد. چنانچه" اتحاد مسلمانان قزاقستان" می خواست درسال 2008 میلادی یک همایش بین المللی تحت عنوان "اسلام در قرن 21 و مسائل افراط گرایی "برگزار نماید. چون شهرداری هم برای مشارکت در این نشست ابراز تمایل داشت ما با مشورت با این نهاد برای تمامی شرکت کنندگان دعوت نامه فرستادیم که با امضا شهردار و رئیس" اتحاد مسلمانان" رسیده بود. امایک روز قبل از برگزاری همایش یاد شده شهرداری از اجرای تعهدات خویش منصرف شد و برای توجیه این اقدام خویش هیچ دلیلی هم نیاورد. ما تهدید کردیم که به دادگاه شکایت خواهیم کرد. اما نمایندگان شهرداری آستانه خواستار حل و فصل این مسئله از راه گفتگو شدند. در نتیجه سو تفاهم رفع شد.

س: آیا مسلمانان دیگر کشورهای آسیای مرکزی نیز در موارد نقض حقوق خویش از کمیته اسلامی دفاع از حقوق بشر درخواست کمک می کنند؟
ج: بله چنین مواردی وجود دارد. اما تا به حال درمورد نحوه ارایه کمک حقوقی به افرادی که شکایت می کنند روشی وجود نداشته است. چنانکه در تابستان سال جاری درگیری بین ایغورها و نیروهای امنیتی چین در استان "سینک یانگ" این کشور اتفاق افتاد و افراد زیادی در جریان این درگیریها کشته و زخمی شدند. در این مورد ما از مردم مسلمان این استان که حقوق آنان به شدت از سوی دولت چین نقض می شود حمایت کردیم. زیرا مردم مظلوم ایغورها همواره تحت تعقیب و فشار شدید مقامات چین قرار می گیرند. زمانی ایغورها از استقلال کامل برخوردار بوده و حتی دولت ملی خویش را داشتند. متاسفانه ما نتوانستیم به جز حمایت معنوی از مبارزات مردم ایغور کاری برای آنان انجام دهیم. چونکه میان قزاقستان و چین توافقنامه ای امضا شده است و دولت آستانه موظف به تحویل افرادی که توسط مقامات چینی به تروریسم متهم هستند ، از جمله ایغورها به این کشور می باشد. بنابر این بسیار اتفاق می افتد که پلیس قزاقستان در مواردی اقدام به بازداشت ایغورها می کند و ما نمی توانیم کاری انجام دهیم. به علت نداشتن تابعیت قزاقستانی ایغورهائی که چین خواستار تحویل آنان می باشد بدون ممانعت به این کشورتحویل می شوند.

س: " اتحاد مسلمانان قزاقستان" چه زمانی تشکیل شده است و محور مهم فعالیت این نهاد چه است؟
ج:" اتحاد مسلمانان قزاقستانگ در ماه آوریل سال 2004 میلادی تشکیل شده و از سوی وزارت دادگستری این کشور به طور رسمی مجوز فعالیت دریافت کرده است. هدف اساسی این سازمان ارایه بهره اسلام واقعی و مقابله با تبلیغات مغرضانه محافل و رسانه های بیگانه با اسلام می باشد. زیرا ما می بینیم که رسانه های خبری زیادی در جهان به طور هدفمند و کاملا حساب شده علیه اسلام تبلیغات مغرضانه ای را انجام می دهند. این رسانه ها که در خدمت دشمنان اسلام قرار دارند به هر نوع ممکن تلاش دارند ، چهره این آین الهی را مخدوش نمایند. یکی از روش های تبلیغاتی دشمنان اسلام ارتباط دادن اسلام با تروریسم است. اما "اتحاد مسلمانان قزاقستان" تلاش می کند که با تبیین اصول عتقادی و اخلاقی اسلام که مبتنی بر دوستی ، مهرورزی ، نوع دوستی ، احترام به پیروان سایر ادیان ، از اسلام و مسلمانان چهره کاملا سالم ، صحیح، دارای معرفت و اندیشه های سازنده و تلاشگر در راه فراگیری علوم روز ارایه نماییم. ما مدعی گرفتن مقام روحانیت نیستیم. اما معتقدیم که می توانیم آن خلای معنوی و ایدیولوژیکی در جامعه را که به علت های گوناگون روحانیون نمی توانند به تبیین آنها پردازند پر کنیم. یعنی کار ما تنها تبلیغ عبادات نیست و ما قصد داریم به مسلمانان این مسائل مهم را بیان نماییم که اسلام در جامعه از چه چایگاهی باید برخوردار باشد.

س: چه افرادی در" اتحاد مسلمانان قزاقستان" عضویت دارند؟
ج: ما معتقد هستیم که تمامی شهروندان قزاقستان که پیرو اسلام می باشند می تواند در اتحاد مسلمانان این کشور عضویت داشته باشند و یا همکاری نمایند. ما با استفاده از نمایندگان خویش در تمامی استان های قزاقستان تلاش می کنیم که به تبیین اهداف خویش بپردازیم. ما طرفدار اسلامی می باشیم که سطح معرفت مذهبی و سیاسی شهروندان را ارتقاء دهد و آنان بتوانند ار طرح های خطرناک و دسیسه های دشمنان اسلام آگاه بشوند.

س: از فعالیتهای عملی "اتحاد مسلمانان قزاقستان " می توانید به مواردی اشاره کنید؟
ج: من می توانم به اقدامات عملی وموثر زیادی که " اتحاد مسلمانان قزاقستان " انجام داده است ، اشاره کنم. چندی قبل یک گروه تحت شعار آزادی همجنس بازان درقزاقستان خواستار برگزاری راهپیمائی شده بودندکه "اتحاد مسلمانان قزاقستان " به شدت با آن مخالفت کرد.چون اسلام نیز همانند سایر ادیان الهی با این نوع اعمال واندیشه ها مخالف می باشد.درهمین زمان برخی از رسانه های خبری وسازمانهای غیردولتی ازاین گروه حمایت می کردند.مابرای مخالفت با فعالیت همجنس بازان چند نشست خبری برگزارگردیم ودرباره اهداف این گروه منحرف اطلاع رسانی نمودیم مبا بطورعلنی اعلام کردیم که اگر گروه همجنس بازان اقدام به برگزاری راهپیمائی تبلیغاتی کند باانان مقابله خواهیم کردبنابراین گروه یادشده از برگزاری راهپیمائی دست کشید.

س: " اتحاد مسلمانان قزاقستان" با نهادهای رسمی و مذهبی در این کشور چه تعامل و همکاری دارد؟
ج: ما آماده همکاری با تمامی نهادها و سازمان های رسمی و اجتماعی می باشیم. از سوئی دیگر ما قصد مداخله در امور نهادهای رسمی و به ویژه شورای علمای اسلامی را نداریم. در مجموع" اتحاد مسلمانان قزاقستان" به فعالیت شورای یاد شده به دیده احترام می نگرد. ما برای شخص "حاجی عبدالستار دیربی صالح" رئیس شورای علمای اسلامی قزاقستان که یک نهاد دولتی می باشد احترام زیادی قائل هستیم. زیرا وی قبلا در کار دیپلماسی بوده و بعدا ریاست شورای علمای اسلامی را بر عهده گرفت. اما به دلیل این که "اتحاد مسلمانان قزاقستانگ یک سازمان غیر دولتی می باشد در مواردی از فعالیت شورای علمای اسلامی انتقاد هم می کنیم. زیرا از نظر ما در فعالیت این نهاد مشکلات عدیده ای وجود دارد. ما به برخی از نواقص در فعالیتهای شورای یاد شده اشاره کردیم و خواستار رفع این موارد شدیم. متاسفانه در مواردی شورای علمای اسلامی از انتقاد سازنده" اتحاد مسلمانان قزاقستان" ابراز نارضایتی می کند. در نتیجه این القاعات در سال 2005 میلادی شورای علمای اسلامی به دادگاه شکایت کرد که خواسته آنان مورد پذیرش قرار نگرفت. ما اعتقاد داریم که هدف تمامی سازمان ها و نهادهای اسلامی در قزاقستان یکی می باشد واحترام به حقوق مسلمانان و همزیستی در فضائی آرام از مهمترین محورهای آن می باشد. در قزاقستان اکثر مردم پیروان اسلام می باشند و آقای "نورسلطان نظر بایف" رئیس جمهوری این کشور نیز همواره به مسلمان بودن خویش افتخار می کند. ما از این که فعالیت اتحاد مسلمانان قزاقستان موجب تقویت جایگاه اسلام می گردد راضی هستیم و احساس رضایتمندی می کنیم. از نظر ما یکی از وظایف اساسی "اتحاد مسلمانان قزاقستان "ایجاد فضا تفاهم در جامعه مسلمان این کشور و پیروان سایر ادیان می باشد که باید زندگی مسالمت آمیزی در کنار یکدیگر داشته باشند. ارتقاء سطح معرفت مسلمانان از دیگر وظایف اتحاد مسلمانان می باشند.

منبع: خبرگزاری فرغانه رو
گروه ترجمه ایران شرقی-آابان 1388
www.iransharghi.com
 
+ نوشته شده توسط جاپاربای در سه شنبه 19 آبان1388 و ساعت 0:33 |

ИСЛАМДЫҚ ТӘРБИЕ ҮЛГІСІ

Тәлім тәрбиесіз адам баласы ешқандай да бір кемелдікке жете алмайды.Шындығында да сондай бір ұйытқы болмаса, адамзаттың ішкі сыры оңайлықпен алдыра қоймайды. Соның бір негізі ретінде Құдайтағала адамдар ортасына арнайы пайғамбарлар аттандырып, олардың кемелдікке жетуіне себепші болған. Адам баласының бақытқа жетуі, аман-есен салауатты жетілуі де осы тұрғыда бағаланатын дүниелер. Бұндайда атаулы нұсқа сипатында лайықты бір үлгінің әсерінің қажеттігін айтпай кетпеске болмайды. Беретін ақыл жүрекке жол тапқаны мақұл. Сөйтіп ол оның тыңдаушысына әсер береді. Ондай әсер кейде өткінші,болмаса шектеулі болуы да ғажап емес. Бірақ сол бір әсер адамбаласының ожданының оянуына түрткі салады. Соңынан көрген амалынан үлгі алып,көкірек көзі ашыла түспек.

Міне,бұл көргеннен алған әсер, былайынша көргендіні тәрбиелеудің бір түрі. Айталық, әулиелер мен пайғамбарлар өмірін алып қарайық. Сонда олардың өз міндеттерін барынша өте жоғары деңгейде атқарғандығын байқаймыз. Олар тек қана айтумен, нұсқаумен қызмет атқарып қана қойған жоқ, сонымен бірге оны жетілдіре білді. Осыдан келіп шығатын қортынды пайғамбарлар сөз жоқ,діннің үздік қайраткерлері болып табылады. Жарайды,олардың тіпті пайғамбарлық қонбаған кезеңіне де зер салып отыратын болсақ, өз орталарында ерекше бір үлгіге айналғандығын көреміз де тұрамыз.

Әулиелер болмысына тағы бір көз жүгіртіп қарайтын болсақ,олардың қандай да болсын, күнәдан аулақ болғандығын бағамдаймыз. Олар өздеріне нұсқа етіп алған мақсаттарына орай, дәуірі жүрген кезеңде қаншама қайшылықтармен ұшырасуына тура келген. Осы негізде халықтың оған деген пейілі де басқаларға қарағанда айрықша ерен болып келеді. Ал әулиелер мақсаты қандай болған еді? Ол өмірдің мән мағына негізін халықтың танымына жеткізу болатын. Ал ол үшін бұл айтылғандардың барлығын олар өздерінің өмір белесінен өткерген болатын. Осы ретпен келгенде жарықтық пайғамбарымыздың қандай ерекшеліктері болып еді , оның сипаты қандай еді деген мәселелерге тоқталайық. Осынау жарықтық ислам пайғамбары өзінің осы бір аспандық даңқпен шендескен атағына орай , бір өзі бір тұтас тәрбие ортасына бергісіз қасиетке ие болатын. Ол тәрбие берудің барлық мүмкін болған шегінде ештеңеден тартынып тұрмады. Оның тәрбие тәсілі , ең алдымен оның жүріс-тұрысы еді. Ол халқын сүйетін, ешкімге де тәйт демеген жан болатын. Ортасына сай әр ру- тайпа ардагерлерін де айрықша сыйлайтын. Оған біреудің ісі түсе қалса,ол ондайлардың меселін де еш қайырған емес. Болмаса соған деген өзінің ерекше махаббат мейірімен- ақ ісі түскен жанды қанағатына жауап таба білетін. Пайғамбар жарықтық барлық жұртпен ашылып , кеңінен көсіліп сөйлегенді ұнататын. Сондайда қашан көрсең , езуінде сондай бір сүйкімді күлкі үйріліп тұратын. Және артық бір ауыз сөз айтпаушы еді. Жарықтық өзінің сахаба- серіктерімен де әрдайым достық қарым -қатынасын бір үзбеді.Үнемі солармен ақылдасып кеңесіп отыратын. Олардың балаларын да айрықша жақсы көруші өтті.Кейде атқа мініп,қарсы біреу жаяу кездесетін болса , бірі салт атпен, бірі қара жаяу жүргенді жаны қаламайтын. Мұсылман емес шерік келтіруші топ оның осындай осындай керемет ахлағының әсерінен ислам дінін қабылдағандығын немен түсіндіруге болатындай?

Тағы да тарихқа қайрылатын болсақ, исламның алғашқы бір дәуірлерінде мынандай бір оқиға болыпты дейді: Әди ибн е Хатам Таии дейтін тайпа көсемдерінің бірі ислам дініне кірмей тұрып, әйгілі Шам қаласындағы туыстарының бірінің үйіне келген екен. Сол үйдегі ақылды, дана қарындасының пайғамбар турасынан бұрын да хабары болса керек,ағасына Мәдинеге барып, онымен кездесуін өтінген екен дейді. Соған орай болған кездесу жөнінде өзі былай дейді:

"Мен Мәдине қаласына келе салып,пайғамбармен кездеспекке мешітке соқтым. Ол мені бұрыннан таниды екен , орнынан тұрып сый сияпат көрсетті. Артынша үйіне қонаққа шақырды.Сөйтіп біз орта жолға барып қалғанда жасы ұлғайған бір әйел адам бұрылып келіп , оған өзінің арызын айта бастады. Пайғамбар оның айтқандарын соңына дейін асықпай тыңдап болып , оған бар мейірін төге тиісті жауабын әңгімелеп жатты. Сонда мен өзім- өзімнен тұрып ішімнен: "мына сабазыңның сыңайы дүниеден әріде жатыр- ау" -деп ойладым. Соңынан үйіне де бардық.Үйге кіргеннен көзге ұрған бір құбылыс оның өте қарапайым өмір сүретіндігі болды.Үйге кіргеннен кейін ол Құрма ағашының сабағынан тоқылған төсеніш жайіп , маған жайғасып отыруымды өтінді. Өзі болса , жерге отырды. Мен де өз- өзімнен күбірлеп: "сұлтан деуге келер емес"- деп қойдым. Сол отырғаннан отырып,өмір сырларынан тартып әңгімеге кірістік. Сөйтіп менің өмірімнің бұрын –соңды біреу-міреулер біле беруге тиісті емес қырларын да шолып қайттық. Қысқасы, мен оның Аллатағала пайғамбары екендігіне осылайша көз жеткіздім. Сөйттім де ислам дінін қабылдадым.

Пайғамбарымыз өз заманына лайықтап былай деген екен: "Сіздерде халықты қолы қысқалықтан арашалайтын байлық шамалы. Демек, бұндайда сіздің ахлақ байлығына ұмтылғаныңыз жөн. Сондай жақсы мінез арқылы басқалардың қам-қайғысына ортақтасасыз" ,-деген екен.

Жалпы алғанда, хазірет пайғамбар көзінің тірісінде әлдебіреулермен тілге келіп,болмаса,біреу-міреуді балағаттауға тіптен барған емес. Оның өмірінде қаншама келеңсіздіктермен ұшырасуға тура келген. Бірақ сондай бір кездерде шерік келтірушілер оған ашу-ызасын төгіп тап бергенде,ол жанындағы серіктерін де олармен дөрекілікке барудан қатты сақтандыратын. Сосын өзі бар мейір-махаббатын төгіп,олармен шүйіркелесіп,әңгімелесіп,соңынан олардың исламға деген қызығушылығын оятуға себепші болушы еді. Жарықтық пайғамбар халықпен қарым-қатынаста да сыйластыққа аса зор мән беріп отыратын. Егер бірнеше адаммен қатар отыра қалатын болса, солардың бірінен-бірін кем көрмей тең отырып әңгімелесетін. Сөйтіп ол кімнің болса да іші бауырына кіріп,басқаларды өзіне баурап алушы еді.

Халыққа қолынан келген көмегін аямайтын жақсы адам пайғамбардың төңірегіне жақын жандардан саналатын. Жасы ұлғайған ардагерлерді де пайғамбардың өзі қатты сыйлап-сызылып тұратын. Егер сахабаларының бірі басына іс түсіп , көрінбей кеткендей болса, оның қал-жағдаын сұрастырып біліп отыратын.Ал ауырып қалғандай болса, оған да өзі барып, көңілін сұрап саулығына тілекші болатын.

Айта берсе, шексіз тартылар әңгіме бар.Алайда соның бәріне уақыт шіркін үлгерте бермейтіндігі тағы бар.Ал хазірет жолында жүрген жандардың барлығына да, осынау дін қайраткерлерінің аз да болса шапағаты дарысын деп тілеймін, Инша Алла!

+ نوشته شده توسط جاپاربای در شنبه 9 آبان1388 و ساعت 4:34 |

یک فیلم قزاق نامزد دریافت جایزۀ اسکار می شود

مادی آسانوف
26/10/2009

 

ارمک تورسونوف، کارگردان فیلم گلین، در ماه سپتامبر در یک جشنوارۀ بین المللی در تورنتو کانادا این فیلم را آکران نمود. (عکس از جیسون گمنیش/ وایرایماژ)

قزاقستان- یک فیلم قزاق به نام «گلین» (عروس) در روز 22 اکتبر نامزد دریافت جایزۀ اسکار در بخش بهترین فیلم ها به زبان های خارجی در سال 2009 گردید. با وجود آن که این فیلم با عکس العمل های گوناگونی از سوی منتقدان فیلم و تماشاگران رو به رو شده است، به لحاظ جذب بیننده در قزاقستان یک فیلم موفق به شمار می آید.

روزنامۀ قزاق به نام «ورمیا» نوشته است: «این فیلم تابستان گذشته در معرض نمایش قرار گرفت و عکس العمل های گوناگونی را را از سوی تماشاگران دریافت نمود. برخی فیلم گلین را یک شاهکار می دانند. اما برخی دیگر دلیل آنکه در طول فیلم حتی یک کلمه نیز صحبت نمی شود، درک نمی کنند.»

آن دسته از منتقدان که به ستایش این فیلم پرداخته اند، می گویند که گلین شبیه به هیچ یک از فیلم هایی که برای دریافت جایزۀ اسکار در میان فیلم های هم گروه اش قرار دارند، نیست. اولگ بورتسکی، منتقد برجستۀ کشور، می گوید: «گلین یک فیلم بسیار اصیل است و داستان آن از لحاظ زبان فیلم به خالصانه ترین شکل بازگویی شده است.» این فیلم تاکنون موفق به دریافت جایزۀ نخست جشنوارۀ فیلم روسی به نام یالتا شده است.

پیش از این که گلن برای نخستین بار آکران شود، اختلافاتی میان ارمک تورسونوف، کارگردان فیلم، و مسئولان اجرایی در استودیوی سینمایی قزاق فیلم بروز نمود. آنها می گفتند که گلین دارای صحنه های مستهجن سکسی است، اما تورسونوف از حذف این صحنه ها سر باز می زد، و اصرار می ورزید که بخش مستهجن فیلم در واقع عنصر انتقادی داستان بیان شده محسوب می شود. بنا به توضیح رسمی ارائه شده برای این فیلم حتی یک کلمه هم در گلین صحبت نمی شود. در این فیلم تنها احساسات بدوی و جادوگرانه است که اطراف زن را فرا می گیرد، احساساتی که ذاتی و همگانی است.»

داستانی که فیلم گلن بازگو می کند، ساده است. پدری به دخترش پیشنهاد می کند تا با خواستگاری ازدواج کند که نسبت به مردی که دختر او را دوست دارد، هدایای گرانبهاتری به خانواده ارائه می کند. زن جوان می رود تا با خانوادۀ شوهرش که شامل مادر و برادر جوان او می باشد، در زیر یک سقف زندگی کند. دو برادر آنگاه درگیر یک رقابت برای بدست آوردن عشق او می شوند.

پس از آکران فیلم بورات در سال 2006، توسط مرکز آموزش های فرهنگی آمریکا ویژۀ دستاوردهای برجستۀ ملت قزاق که هنرپیشۀ بریتانیایی به نام ساشا کوهن در آن هنرنمایی می کرد، حالا قزاقستان موفق شده است با زبان فیلم به دنیا نشان دهد که این کشور آن کاریکاتوری که برات آن را به نمایش گذاشته بود، نیست.

تعداد زیادی از 10 تا 15 فیلم برجسته ای که هر ساله در قزاقستان ساخته می شود، توسط شرکت دولتی قزاق فیلم تولید می گردد. متأسفانه تولید فیلم در بخش خصوصی قزاقستان هنوز جایگاه خود را باز نیافته است.

http://www.centralasiaonline.com/fa/

 

 

 

+ نوشته شده توسط جاپاربای در سه شنبه 5 آبان1388 و ساعت 23:15 |

سخن نهم

 

اینک خود من قزاقم. آیا قزاق را دوست دارم یا ندارم؟ اگر دوست داشتم بایستی اعمالشان را می پسندیدم و بهر نحو از سراپایشان یک چیزی را بیابم که آدم از آن خوشش بیاید و موجب تسلی خاطر باشد.

آن را می باید برای قطع امید نکردن بکار برم که اگر اینش نیست ، آنش هست. مرا چنان چیزی نیست. اگر بد می آمد ، می بایست حرف نمی زدم ، صحبت  نمی کردم ، مونس و همدم آنان نمی شدم ، به سورشان نرفته ، بدون پرسش از اینکه چه شد و چه کردند می خفتم وگرنه می بایست از میانشان می کوچیدم و  می رفتم.هیچ امیدی که اینان را اصلاح کنم یا اصلاح شوند ندارم. این چگونه است ؟ ممکن نیست که یکی از این فروض مذکور را قبول نکرد.

من اگر هم زنده باشم ، به تحقیق زنده نیستم. آیا از خشم بر اینان است یا خشم بر خودم است یا یک سبب دیگر ، نمی دانم. ظاهرم گر چه سالم است ، باطنم مرده است. در صورت غضب نمی توانم عصبانی شوم. اگر بخندم نمی توانم خوشحال گردم. حرفهایم حرف خودم نیست. خنده ام خنده خودم نیست ، همه از کسی نا معین است. در ایام قدرتم ، صرفنظر کردن از قزاق که سهل است ، خودش را دوست داشته به او امیدوار بودم. تا اینکه کاملاً یقین نمایم و قطع امید کنم ، آتش همتی هم که به جائی دیگر رفته بیگانه را خود شمرده با او انس بگیرم ، خاموش شده بود. بهمین علت یک هیکل پوکم. در اصل گمان می کنم : این هم خوب است. برای اینکه در دم مرگ اندوهگین نباشم که دریغا ، چنان و چنین خوشیهایم واپس ماند. تا اگر آرزوی آتی نباشد دلواپس گذشته نباشم.

                                             مترجم حاجی محمد شادکام

 

 

 

ТОҒЫЗЫНШЫ СӨЗ

Осы мен өзім - қазақпын. Қазақты жақсы көрем бе, жек көрем бе? Егер жақсы көрсем, қылықтарын қостасам керек еді. Уә әрнешік бойларынан адам жақсы көрерлік, көңілге тиянақ қыларлық бір нәрсе тапсам керек еді. Соны не үміт үзбестікке, не онысы болмаса, мұнысы бар ғой деп, көңілге қуат қылуға жаратсам керек еді, ондайым жоқ. Егер жек көрсем, сөйлеспесем, мәжілістес, сырлас, кеңестес болмасам керек еді, тобына бармай, «не қылды, не болды?» демей жату керек еді, ол мүмкін болмаса, бұлардың ортасынан көшіп кету керек еді. Бұларды жөндеймін деуге, жөнделер, үйренер деген үмітім де жоқ. Бұлардың бірі де жоқ. Бұл қалай? Бұл айтқанның бірін тұтпай болмас еді.
Мен өзім тірі болсам да, анық тірі де емеспін. Әншейін осылардың ызасынан ба, өзіме-өзім ыза болғанымнан ба, яки бөтен бір себептен бе? - еш білмеймін. Сыртым сау болса да, ішім өліп қалыпты. Ашулансам, ызалана алмаймын. Күлсем, қуана алмаймын, сөйлегенім өз сөзім емес, күлгенім өз күлкім емес, бәрі де әлдекімдікі. Қайратты күнімде қазақты қиып бөтен жаққа кетпек түгіл, өзін жақсы көріп, үміт етіп жүріппін. Қашан әбден біліп, үмітімді үзген кезде, өзге жаққа барып, жатты өз қылып, үйір боларлық кайрат, жалын сөніп те қалған екен. Сол себептен бір жүрген қуыс кеудемін. Тегінде ойлаймын: бұ да жақсы, өлер кезде «әттегене-ай, сондай-сондай қызықтарым қалды-ау!» деп қайғылы болмай, алдыңғы тілеу болмаса, артқа алаң болмай өлуге.

+ نوشته شده توسط جاپاربای در سه شنبه 5 آبان1388 و ساعت 3:21 |

کشف مقبرۀ باستانی در نزدیکی پایتخت قزاقستان

مادی آسانوف
16/10/2009

 

 

شیوۀ زندگی بسیاری از گروه های صحرانشین در منطقۀ خودمختار «سین جیانگ- اویغور» چین و مغولستان در طول قرن های گذشته تغییر چندانی نکرده است. (عکس از چاینا فوتوز/ گتی ایماژ)

قزاقستان- در روز 12 اکتبر، باستان شناسان از کشف مقبره ای در 120 کیلومتری آستانه، پایتخت قزاقستان خبر دادند. به تصور آنان بقایای اجساد یک یا دو تن از بنیانگذاران خانات قزاق احتمالاً در این مقبره قرار دارد.

سلطان جانی بیک و سلطان کری، که با هم خویشاوند بودند، در سال 1460 قزاقستان مرکزی را از زیر سلطۀ ازبک های صحرانشین ابوالخیرخان آزاد کردند. پس از چندین دهه سلطان های جنگجو به سرزمین مادری خود در جنوب بازگشتند و ازبک ها را سرنگون کردند. در نتیجه، قبایل وفادار به ابوالخیر خان به سوی جنوب رفتند و هویت «ازبک» خود را حفظ نمودند. این در حالی بود که گروهی که در آن جا باقی ماندند؛ یعنی متحدان جانی بیک و کری به عنوان «قزاق» شناخته شدند.

باستان شناسانی که این مقبره را مورد بررسی قرار می دهند به این نتیجه رسیده اند که این مقبره به یک خانواده تعلق دارد؛ زیرا هر قبر دارای دو طبقه می باشد. در حال حاضر تنها سلطان جانی بیک، نخستین رهبر قزاق به شمار می رود. وی پس از به دست آوردن این مقام توسط خویشاوند بزرگتر خود یعنی کری، به مقام خانی رسید.

سرگازی ساکنوف، باستان شناس، بر این باور است که نام دریاچۀ مجاور آن یعنی «جانی بیک- شالکار» نشانه ای برای شناسایی صاحبان این قبر می باشد. وی همچنین یادآور شد که رودخانۀ کری نیز در همان اطراف قرار دارد.

یک شکارچی در روز 5 سپتامبر این آثار باستانی را در قرارگاه «کورگالجین» یافته است. وی گفته است که سه سنگ رنگارنگ پیدا کرده که به آستانه فرستاده است تا کارشناسان آنها را مورد بررسی قرار دهند.

باستان شناسان برای بررسی و تحلیل این کشف، بی درنگ گروهی را به محل اعزام کردند. حفاری های انجام شده در این بنا که در شرایط خوبی بر جای مانده است، نشان داده است که حدود 600 سال پیش در آن جا مقبرۀ باشکوهی وجود داشته است. از مصالح ساختمانی باشکوه و ساخت ماهرانۀ این مقبره چنین بر می آید که احتمالاً به یکی از پادشاهان تعلق داشته است.

خود مقبره مدت ها پیش از میان رفته است، چنان که هیچ یک از اهالی قدیمی منطقه نیز از وجود آن اطلاعی نداشته اند. تنها در یادداشت های مسافران روس در قرن 18 و 19 به طور مبهم به این محل اشاره ای شده است. باستان شناسان می گویند که سعی خواهند کرد با استفاده از شبیه سازی به وسیلۀ کامپیوتر نمای این مقبره را بازسازی کنند. آنها همچنین قول دادند بررسی های خود را جمع بندی کرده و در مدت یک سال یافته هایشان را منتشر نمایند.

جدایی کشورهای جانی بیک و کری آغاز شکل گیری کشور قزاقستان به شمار می رود. این سرزمین توسط نوادگان چنگیزخان برپا شد و شامل قبایل گوناگونی بود که در منطقۀ تاریخی گلدن هورد و مغولستان زندگی می کردند. جانی بیک و کری نیز از نوادگان آن فاتح می باشند و جانشینان آنها بعدها حاکمیت خانات را به دست گرفتند و تا سال 1847 در این مقام باقی ماندند تا این که در آن سال در جنگ برای استقلال قزاقستان از روسیه، آخرین خان حاکم کشته شد.

http://centralasiaonline.com

+ نوشته شده توسط جاپاربای در سه شنبه 28 مهر1388 و ساعت 6:55 |

ыстық күні ораза

Жаздың ыстық күнінде бір топ ауылдастар көрші ауылға жолға шығады. Белгілі бір уақыттан соң жақын жердегі өзен жағасына жайғасып, жүрек жалғамақшы болады. Араларында біреу "аш жүргенді дастарханымызға шақырып, оны тойдырып сауап жинайық" дегенді ұсынады. Сол кезде өзеңнің арғы жағында демалып жатқан бір кедейді көреді. Осы аш болар деп, қасына барып оятады.
- Біздің дастарханымыздан ауыз тиіңіз. Бірге тамақтанайық, - десе, кедей:
- Жоқ, сендердің ұсынынғандарынан да ұтымды ұсыныс жасалынып, керемет жерге шақырылғанмын. - деп еш ойланбастан бас тартады.
Адамның кедей әрі үй-жайсыз екенін көріп тұрған жолаушылар "Қай жерге шақырылдыңыз? Қандай ұсыныс ол?" деп таңдана сұрайды.
- Ол Аллаһтың ұсынысы мен шақыруы. Мен оразамын.
Жолаушылар осындай ыстық күнде қалайша ораза ұстайсың, қиын емес па деп таңдана сұрайды. Сондағы кедейдің жауабы:
- Иә, оразамын. Ақыреттің ыстығына шыдай алмай азап көргенше, ыстық күні ораза ұстағанды жөн көрем.

+ نوشته شده توسط جاپاربای در سه شنبه 10 شهریور1388 و ساعت 2:43 |
وه ، چه ضيافتي !

 

دوستي پرسيد كه چرا در ضيافت خدا ، روزه ماه رمضان ، از عيش ونوش هاي معمول در ساير مهمانيها خبري نيست ، بلكه بايد علاوه بر امساك از خوردن و نوشيدن از بوس و كنارهم خودداري كرد ؟ وانگهي اعتكاف نيز در مورد لذات اخير قيد و بندهاي خاص خود را دارد . پاسخهايي كه في البداهه بر ذهن خطور كرد حتي خاطر نگارنده را نيز چندان آسوده نساخت . اين مسأله مدتي ذهن را چنان مشغول داشت كه طرح نتيجه آن را خالي از فايده نمي بيند .                                                                                  

صرف نظر از لذت سحري و كيف افطاري، غرض منّتي است كه پروردگار منّان بابت گرسنگي ، تشنگي و رياضت جنسي ( البته موقت ) بر بندگانش مي گذارد و در عين حال اگر شكرگزار اين فريضه نباشيم در مظان كفران نعمت قرار خواهيم گرفت .             

قزاقها ضرب المثلي دارند كه احتمالاً در آن با تركمنها شريكند : « دوس باسقا قارايدي ، دوشپان آياققا قارايدي »و ميتوان بصورت تحت اللفظي چنين ترجمه كرد : دوست به سر مي نگرد و دشمن به ظرف . اما نمي توان تجربه آباء و اجدادمان را به اين تقليل داد كه فرق دوست و دشمن را از جهت نگاهشان به سر و پاي آدم تشخيص بدهند . بايد دقت داشت كه كلمات « باس » و « آياق » داراي معاني مجازي هم هستند . منظور از واژه اول خود يك شخص است و از كلمه دوم ظرف غذا . به عبارت واضحتر ، اهل خرد هشدار مي دهند كه دوستان به ذات يار نظر دارند و چشم دشمنان به آفتابه و لگن ميزبان است و اگر _ به قول معروف _ شام و نهار هيچي بود ، هفت دست آفتابه و لگن را به پشيزي نمي خرند. آنكه فقط خاطر ما را عزيز مي دارد دوست حقيقي است .                        

 در قاموس عرفان ، دوست همان يار است كه اغلب «ولي» هم خوانده مي شود و بصورت اولياء جمع مي خورد . والدين يك كودك اولياي اويند كه ازدل و جان خواهان رشد و بلوغ وي مي باشند .اين ولايت مشروط به كمك احتمالي فرزند در هنگام كهولت پدر و مادر هم نيست . داستان حضرت ابراهيم  ، هاجر و اسماعيل كه درود خدا برايشان باد ، شاهد مثال روابط پدر و مادر با جگرگوشه شان است . حضرت ابراهيم ، پش از ابتلائات گوناگون  ( هجرت ، آتش نمرود و مقابله با آزر بت تراش ) به راحتي حاضر بود از جان خود مايه بگذارد ولي جز با رضاي اسماعيلش شايد نمي توانست با وسوسه هاي شيطان چالشي پيروزمندانه داشته باشد . براستي اگر از اين خوان آخر هم نمي گذشت لايق عنوان امامت انبياء توحيدي نمي شد . اپضاً اگر نبود سعي جانانه هاجر بين صفا و مروه ، چشمه زمزم شايد از زير پاي اسماعيل نمي جوشيد و كعبه بنا نمي شد تا از آنجا صلاي وحدت مسلمين بلند شود . نه عشق مادرانه هاجر به اسماعيل در گرو محبت متقابل بود و نه ولايت آن پدر و فرزند مبتني بر سودگرايي . عروة الوثقاي اين ولايت همانا ايمان به ولايت اعلاي الهي است . وجه امتياز ولايت خداوند بر ساير دوستداريها اين است كه غير از او كما بيش بي نياز از همديگر نيستند . خداوند سبحان از هر گونه نيازي مبرّاست . او خود علناً اعلام داشته كه جن و انس را براي عبادت ذات بي مثالش آفريده و عبادت عبارتست از روان ساختن امر پروردگار عالم بر وجود خويشتن جهت تشبّه به خدا .        

درفضاي ايّام و ليالي ماه مبارك رمضان است كه جماعت مؤمنين براحتي قادر به تجربه احساس بي نيازي از ارزش هاي مادي مي شوند تا ميل به ارزشهاي عالي بوجود آيد . ميل مفرط به آب و نان و خواب موجب تبديل انسان به موجوداتي پست تر از خوك ، گرگ و موش مي شود : جانوراني كه غايت قصوايشان خوردن و جويدن مادام العمر است .        

براستي كه اجدادما چه خوب گفته اند كه « طويغا بارسانگ طويوب بار » . « طوي » هم در زبان باستاني تركها ، في الواقع به سمپوزيومي گفته مي شد كه سركردگان و نخبگان قبايل و طوايف براي كنكاش درباره موضوعات حياتي جامعه در آن گرد مي آمدند و اگر پذيرايي از مهمانان صورت مي گرفته بخاطر تجديد قوا جهت حضور خاطر در همايش موصوف بوده است . اگر در همايش بزرگان قوم لازم بوده كه بيش از عيش و نوش و عشرت در فكر اهداف عاليتر بود ، بوجه اولي نمي توان در ضيافت الهي به جيفه دنيا اكتفا كرد و بايد مشتاق ديدار جمال جان و جانان بود كه غيرت خاص او وجود هيچ رقيبي را بر نمي تابد . پشت گوش انداختن وسائل بخاطر هدف غائي ، همان تمريني است كه با روزه انجام مي گيرد . آيا چنين نعمتي جاي شكر ندارد !؟                                       

 

والسّلام _ حاجي محمّد شادكام

نيمه رمضان 1426، گرگان    

         

+ نوشته شده توسط جاپاربای در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 3:13 |

جشنوارۀ «کومیز» در آلماتی

انور ریموف
 

 

دوشیدن شیر یک اسب قزاق برای درست کردن شیر تخمیر شدۀ «کومیز». (عکس از رضا/ گتی ایماژ)

قزاقستان- در روز 30 ماه مه، جشنوارۀ باستانی «کیمیز موریندیک» برای بزرگداشت «کومیز»، یا همان شیر تخمیر شدۀ اسب، در میدان کاخ ملی آلماتی برگزار شد.

مرکز ساژایلا کومیز با کمک حزب سیاسی نور اوتان، مجمع مردم قزاقستان، و سازمان پژوهش های فرهنگی و هنری، را برگزار نمود و در آن بازیهای باستانی، مسابقۀ آوازخوانی، نمایش تئاتر، و مسابقۀ سرایندگی اجرا شد. این جشنواره به منظور حفظ سنت ها و غذاهای قزاقستان برگزار شد و برگزارکنندگان آن با الگوبرداری از جشنواره های باستانی کشورهای دیگر، همانند جشنوارۀ آبجوی «اُکتبر فِست» در آلمان و آیین چای در ژاپن، هر ساله فرا رسیدن فصل تابستان را جشن می گیرند. نورسیلا احمدبر، رئیس مرکز کومیز، می گوید: «هنگامی که فصل گرما فرا می رسد، قزاق ها در روز 10 تا 15 لیتر کومیز می نوشند.»

«کیمیز موریندیک» از روزگار باستان روز تعطیل بوده و قزاقها نخستین شیردوشی از اسب ها را جشن می گرفتند. برگزارکنندگان این جشنواره به دنبال آن هستند که پا را فراتر از زنده کردن این سنت کهن گذاشته و رستوران های زنجیره ای را در سراسر کشور ایجاد نمایند که در آنها به جای نوشیدنی های الکلی، انرژی زا، و نوشابه های دارای گاز کربنیک، کومیز فروخته شود. تورگلدی شارمانف، رئیس انجمن غذای قزاقستان، می گوید: «شیر اسب نه تنها از ابتلا به سل و دیابت جلوگیری می کند، بلکه دارای ویتامین ها و اسیدهای بیشتری نسبت به نوشیدنی های دیگر است.» به گفتۀ کاژیتای ایلیاسولا، خوانندۀ ملی و کارشناس قوم شناسی قزاقستان، زنده کردن «کیمیز موریندیک» از راه انتقال روش های تهیۀ غذای قزاقی به نسل های بعدی، از فراموش شدن آن جلوگیری می کند.

به گفتۀ گالی عظیم بای، استاد تاریخ، کومیز می تواند به یکی از جاذبه های گردشگری و فراورده های صادراتی کشور تبدیل شود. او می گوید: «ما می توانیم از طریق سنت نوشیدن کومیز، که مردم در کشورهای آسیای میانه از آن برای رفع تشنگی خود استفاده می کنند، خارجی ها را به کشور خود بیاوریم.»

از آنجا که نگهداری کومیز کار سختی است، به رغم تمایل دوست داران، این نوشیدنی تا کنون نتوانسته است به یک «نوشیدنی ملی» تبدیل شود. کومیز، حتی اگر در یخچال نگهداری شود، تنها برای 3 تا 5 روز تازه می ماند.

http://www.centralasiaonline.com

+ نوشته شده توسط جاپاربای در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 3:9 |

نخستین دی وی دی کارتون در قزاقستان برای فروش آماده است

سعید سلیموف

 

 

تصویری از کارتون ساگای سایگا. (استودیوی انیماستر)

قزاقستان- «داستان های استپ قزاقستان» نخستین مجموعۀ کارتون دارای پروانۀ تولید شده در قزاقستان همراه با فهرست انتخاب و موسیقی متن هم به زبان قزاقی و هم به روسی، طرح مشترکی از صندوق اجتماعی «سیمار»، استودیوی «انیماستر شیمکنت»، و ویدیوی خانگی «ملومن» می باشد.

این دی وی دی شامل 3 کارتون به نام های «آلدر کوسه و شیاطین» در سال 2004، و قسمت های یکم و دوم «ساگای سایگا»، به ترتیب در سال های 2006 و 2008 می باشد که توسط محسود زریمبتوف، کارگردان انیماستر، تهیه شده است. مبتکران این طرح می گویند که این کارتون رنگ آمیزی بی همانند قزاقستان را با یک عنصر اخلاقی ترکیب می کند و نه تنها برای سرگرمی، بلکه به عنوان ابزاری آموزشی و تربیتی برای نوجوانان در نظر گرفته شده است.

تصویری از آلدر کوز و شیاطین.

فیلم کارتونی «آلدرکوسه و شیاطین» مبتنی بر داستانی از فرهنگ عامۀ مردم می باشد و داستان آلدرکوز، قهرمان افسانه ای قصه های پریان قزاقستان و ماجراهای شگفت انگیز او را نقل می کند.

هر دو قسمت «ساگای سایگا» به مسئلۀ حفاظت از سایگا در برابر شکارچیان غیرقانونی می پردازد. زریمبتوف می گوید: «ما می خواستیم دربارۀ معجزۀ استپ، سایگا، حیوانی بی همانند که باید از آن حفاظت شود، با نسل جوان گفت و گو کنیم. امیدواریم روش نقل داستان، که برای کودکان آسان و قابل فهم می باشد، مهربانی، دلسوزی، و همدلی را تبلیغ و تشویق نماید.»

مبتکران این کارتون بر این باور هستند که هر کودکی که این کارتون را ببیند، هرگز در بزرگسالی دست خود را روی سایگا بلند نخواهد کرد. ساگای سایگا، بخشی از برنامۀ تبلیغات گسترده برای درخواست کمک از سایگا بود که جهت بازگرداندن و حفاظت از جمعیت سایگا در قزاقستان در ماه ژوئن 2005 آغاز شد.

تاتیانا زریمبتووا، فیلمنامه نویس انیماستر، گفت که 1,000 نسخه از این دی وی دی تهیه شده و به قیمت حدود 7 دلار فروخته خواهد شد. بخشی از درآمد آن صرف امور خیریه خواهد شد.

 

http://www.centralasiaonline.com

+ نوشته شده توسط جاپاربای در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 3:3 |

مدرسۀ متوسطۀ تازه ای در آلماتی گشایش یافت

مدی آسانوف
19/08/2009

 

 

دانشجویان در دانشکاه معتبر الاظهر در قاهره برای امتحانات آماده می شوند. (عکاس: دیوید سیلورمن/ گتی ایماژ)

قزاقستان- در روز 10 اوت،  مرجعیت معنوی مسلمانان قزاقستان، نخستین مدرسۀ رایگان برای جوانان را در آلماتی، بزرگترین شهر این کشور، گشایش نمود. این مدرسه، هفتمین مدرسۀ مذهبی متوسطۀ کشور می باشد.

بودجۀ این مدرسه از سوی مسجد مرکزی و مرجعیت معنوی مسلمانان قزاقستان، سازمانی مدنی که کاملاً از سوی دولت پشتیبانی می شود، تأمین می گردد. دانش آموزان آیندۀ این مدرسه برای ورود به آن تنها باید مصاحبه ای را از سر بگذرانند. ابستار کژی دربیسالی، مفتی اعظم مرجعیت معنوی مسلمانان قزاقستان، در آیین گشایش این مدرسه گفت: «مسئلۀ مهم این است که دانش آموزان آینده، اصول اولیه و پایه ای قرآن را بشناسند و بدانند که چگونه نماز به جای آورند.»

پسران جوانی که تا کلاس یازدهم مدارس متوسطه را گذرانده اند و کمتر از 25 سال دارند می توانند وارد این مدرسه شوند. دومین شرط ورود، آن است که دانش آموزان در کارنامۀ خود بیش از 3 نمرۀ پایین نداشته باشند. دورۀ تحصیلی در این مدرسه 2 سال و 8 ماه می باشد. اتاق و غذا به صورت رایگان در خوابگاه در اختیار دانشجویان قرار می گیرد. هر کلاس 25 دانش آموز خواهد داشت. با این وجود، به دلیل کمبود جا در خوابگاه، این مدرسه برای سال جاری تنها 20 دانش آموز می پذیرد.

پیش از این، دانش آموزان اولین کلاس این مدرسه انتخاب شده اند؛ آنها تحصیل خود را از اول سپتامبر آغاز خواهند کرد. بر اساس اظهارات مفتی اعظم مرجعیت معنوی مسلمانان قزاقستان، بودجۀ این مدرسه به وسیلۀ هدایای شرکت کنندگان در مسجد مرکزی تأمین خواهد شد.

یرکبولان کاراکولوف، رئیس واحد تجزیه و تحلیل مذهبی مرجعیت معنوی مسلمانان قزاقستان، گفت: «ما اکنون قصد داریم 10 درس مذهبی را آموزش دهیم. همۀ آموزگاران از پیشوایان محلی و مدرسان مرجعیت معنوی مسلمانان قزاقستان می باشند. در آینده، ما 60 درس مذهبی و 40 درس غیرمذهبی خواهیم داشت. ما تاکنون بهترین مدرسان و پروفسورها را از دانشگاه ملی الفرابی قزاقستان و دانشگاه دولتی ابایی آلماتی و دیگر مؤسسات آموزش عالی برای آموزش مباحث غیرمذهبی دعوت کرده ایم.»

تا کنون تنها دانشگاه اسلامی نور- مبارک تحصیلات مذهبی در سطح دانشگاه برای مردان جوان ارائه می داد. فارغ التحصیلان با درجۀ ممتاز برای ادامۀ تحصیلات خود به «الاظهر» قاهره، بزرگترین مؤسسۀ آموزش عالی اسلامی جهان، فرستاده می شوند. مفتی اعظم گفت: «ما احساس خوبی در مورد تحصیل دانشجویان خود در مدارس پاکستان و دیگر کشورها نداریم. تنها مورد استثنا دانشگاه الاظهر در قاهره می باشد که بهترین دوره های آموزشی در آن ترتیب داده می شود.»

[

http://www.centralasiaonline.com

+ نوشته شده توسط جاپاربای در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 2:43 |